دارم می رم لندن که بعضی صبح ها درس بخونم. بقیه صبحها برای دو تا شرکت تبلیغاتی مدل باشم و همه عصرها معلم سرخونه بچه یه کارخانه دار افریقای جنوبی باشم که در لندن زندگی می کنه ولی کارخانه ش سنگاپوره.
که قراره بهم خونه ماشین حقوق خوب و سلمونی و ماساژور مجانی بده.
حقیقتش اینه که شرایط این کار دانشجویی در مقیاس جهان سومی من از شرایط مدیرعاملی برای شرکت چند ملیتی در ایران بهتره.
به هر حال در این مدتی که با انگیزه برگشتم به ایران و در عرض کمتر از دوماه فرار رو بر قرار ترجیح دادم به ام سخت گذشت. آدم سختی نکشیده ای نیستم ولی به هر حال جزو سخت ترین شرایط زندگیم بود وخیلی از پندهای حکمت چینی ! عملا به ام ثابت شد.
به هر حال می خوام جهانیان رو نسبت به یک بیماری جهش یافته آگاه کنم که بسیار خطرناک می تونه باشه. و اون هاری در زنان تحصیلکرده جهان سومیه.
زن جهان سومی که در پایین ترین سلسله مراتب قدرت جامعه خودش قرار داره تازه داره طعم کمر راست کردن از زیر بار تحقیر رو می چشه . دکترا می گیره مدیر می شه و به اندازه مردهای اون هم زبون و تحقیر شده جهان سومی مملکت خودش پول در میاره و این از حد باور خیلی های بیشتره و این ناباوری عمیق نسبت به این پیشرفت اندک باعث بیماری سخت هاری در زنان می شه.
این زنها غیر قابل کنترل به شدت بدخواه و نسبت به پیشرفتهای هرچند اندک دیگرزنان به طرز غیر منطقی حسودند. دچار تعارضات شدید درونی و بیرونی به جهت عدم فرآوری مفهوم کاملا انتزاعی استقلال زن در جامعه خودشون و شعار گندم برای کاشتنه زن برای شوهر کردن بوده و این تعارضات معمولا منجر به پریشان گویی هایی در قالب جهان بینی های خنده آور می شود.
توجه: این زنان به شدت اگرسیو و غیر قابل پیش بینی هستند. حتی المقدور از ایشان دوری کنید.
دوشنبه ۱۴ دسامبر ۲۰۰۹
سهشنبه ۸ دسامبر ۲۰۰۹
دوستم سعی داره در چت من رو قانع کنه که ازدواج کنم. کلا اطرافیانم کمر به میخ کردن من بسته ن. سوییس یا انگلیس یا ایرانش هم فرق نمی کنه فقط مهمه که به یه جا میخ شم و جلوی تحرک و تصمیمات خلق الساعه م گرفته بشه که البته نمی دونم این چه سودی به حال کسی می تونه داشته باشه.
حالا چیزی که می خواستم بگم این بود که دوست من چند سالی هست که ازدواج کرده و بچه اش به تازگی مدرسه می ره. استدلالش هم برای قانع کردن من همون دلایل همگانی بود . پیر بشی تنها می شی و پشیمون می شی و بچه می خوای نمی تونی و وقتی طبق معمول به اطلاعش رسوندم که حتی در اون صورت هم نیازی به ازدواج نیست با جمله قصاری مواجه شدم :" ازدواج از هر نظر به نفع زنه".
خلاصه که خواستم به این وسیله به اطلاع همه معاندینی که سعی دارن به هر طریق بگن که زنهای ایرانی با تبعیض مواجهند و قوانین زناشویی ایران ناعادلانه ست و زنان ایران از شرایطشون ناراضی ان برسونم که در ناف اروپا هم زنها چنین جمله درخشانی در دفاع از شرایط خودشون صادر نمی کنند. لطفا درتون رو بذارید که من از وقتی فهمیده م ازدواج از هر نظر به نفع منه دارم در به در دنبال یه مردایرانی می گردم که با ازدواج باهاش طبق قوانین منفعت بار ایران هم ازش حداکثر بهره کشی رو بکنم هم بار خودم رو از هر نظر ببندم.
علاقمندان لطفا رزومه خودشون رو به همراه عکس تمام قد ترجیحا با آستین رکابی – جهت رویت عرض شانه ها و حجم عضلات چون وقتی پای بهره کشی بیفته بهتره که مورد بهره برداری خوش بنیه هم باشه – برای من ای میل کنند. ضمنا از اونجایی که مهم ترین دلیل ازدواج به طریقی که من قانع شده م توالد نسل و بنابراین مورد استفاده مرد در این بین تخم کشیه واجدین قد بالای صدونود سانت جهت اصلاح نژاد در اولویت فرار می گیرند.
حالا چیزی که می خواستم بگم این بود که دوست من چند سالی هست که ازدواج کرده و بچه اش به تازگی مدرسه می ره. استدلالش هم برای قانع کردن من همون دلایل همگانی بود . پیر بشی تنها می شی و پشیمون می شی و بچه می خوای نمی تونی و وقتی طبق معمول به اطلاعش رسوندم که حتی در اون صورت هم نیازی به ازدواج نیست با جمله قصاری مواجه شدم :" ازدواج از هر نظر به نفع زنه".
خلاصه که خواستم به این وسیله به اطلاع همه معاندینی که سعی دارن به هر طریق بگن که زنهای ایرانی با تبعیض مواجهند و قوانین زناشویی ایران ناعادلانه ست و زنان ایران از شرایطشون ناراضی ان برسونم که در ناف اروپا هم زنها چنین جمله درخشانی در دفاع از شرایط خودشون صادر نمی کنند. لطفا درتون رو بذارید که من از وقتی فهمیده م ازدواج از هر نظر به نفع منه دارم در به در دنبال یه مردایرانی می گردم که با ازدواج باهاش طبق قوانین منفعت بار ایران هم ازش حداکثر بهره کشی رو بکنم هم بار خودم رو از هر نظر ببندم.
علاقمندان لطفا رزومه خودشون رو به همراه عکس تمام قد ترجیحا با آستین رکابی – جهت رویت عرض شانه ها و حجم عضلات چون وقتی پای بهره کشی بیفته بهتره که مورد بهره برداری خوش بنیه هم باشه – برای من ای میل کنند. ضمنا از اونجایی که مهم ترین دلیل ازدواج به طریقی که من قانع شده م توالد نسل و بنابراین مورد استفاده مرد در این بین تخم کشیه واجدین قد بالای صدونود سانت جهت اصلاح نژاد در اولویت فرار می گیرند.
در رثای مادینگان جاودان حقیر2
با خودم فکر می کنم آنا کارنین برای چی این کارو کرد. بعد یادم میاد که همیشه فکر می کردم زنهای قدیم اگر بلند برواز بودن اگر دلشون می خواست که از دور وظایف تحمیلی خودشون خلاص بشن چه راهی داشتند یا باید مثل طوبای معنای شب در آرزوی رفتن به جستجوی خدا تمسخر رو تحمل می کردن یا مثل آنا کارنین در جستجوی عشق تمسخر رو تحمل می کردن .
یادم میاد یه بار به یکی از همین مادینه هایی که به علت شوهر پیدانکردن در ایران مجبور شده بودند با اکراه بیان اروپا دکترا بخونن یکی از اونا که به زور از چرخه وظایف زنانه تعریف شده اخراج شده بود گفتم قدیما اگر یک زنی جاه طلب و باهوش بود و می خواست بیشرفت کنه سفر کنه چقدر باید مشقت می کشید و نهایتا هم افسرده می شد. مادینه با وقاحت برگشت و گفت قدیما عقلشون به این چیزها نمی رسید فکر می کردند زندگی همینه باید بچه بزان. با خودم فکر می کنم مادینه ای که چون به زور هم نتونسته کسی رو بیدا کنه که براش بچه بزاد به فکر کسب علم افتاده جز این چه فکری می تونه بکنه. با خودم فکر می کنم طوبا و آنا کارنین امروز هم اگر در جامعه به زور دگنک جهانی شده ایرانی متولد می شدند می بایست به همون اندازه تحقیر و تمسخر رو از جانب مادینگان جاودان حقیر برمی تابیدند.
یادم میاد یه بار به یکی از همین مادینه هایی که به علت شوهر پیدانکردن در ایران مجبور شده بودند با اکراه بیان اروپا دکترا بخونن یکی از اونا که به زور از چرخه وظایف زنانه تعریف شده اخراج شده بود گفتم قدیما اگر یک زنی جاه طلب و باهوش بود و می خواست بیشرفت کنه سفر کنه چقدر باید مشقت می کشید و نهایتا هم افسرده می شد. مادینه با وقاحت برگشت و گفت قدیما عقلشون به این چیزها نمی رسید فکر می کردند زندگی همینه باید بچه بزان. با خودم فکر می کنم مادینه ای که چون به زور هم نتونسته کسی رو بیدا کنه که براش بچه بزاد به فکر کسب علم افتاده جز این چه فکری می تونه بکنه. با خودم فکر می کنم طوبا و آنا کارنین امروز هم اگر در جامعه به زور دگنک جهانی شده ایرانی متولد می شدند می بایست به همون اندازه تحقیر و تمسخر رو از جانب مادینگان جاودان حقیر برمی تابیدند.
می دونی به نظرم در پروست چی خیلی جذابه این که دقیقا در آدمها همون عیوبی رو سراغ می کنه که تو همیشه از آدمها نابسند می شماری ولی با ذکر جزئیات و دلایل و همینطور به طرز بسیار هنرمندانه ای و کاش می تونستم که بر طبق الگوی تشریح ضعفهای مردمان فوبور سن ژرمن ُِّ روزی با تشریح ضعفهای قشر تحصیلکرده نژادبرست ناتوان و قابل تحقیر طبقه متوسط تهران بر نفرتم بر این جانوران نالایق برای تنفس غلبه کنم. یا حداقل به تصویر بکشمش.
در رثای مادینگان جاودان حقیر1
دیده ای قوچها به هم شاخ می زنن؟ چقدر ضرب المثلها هوش مندانه است وقتی که می گن فلان کس داره برای اون یکی شاخ و شونه می کشه و می تونی تصور کنی مردی رو که برای دیگری سینه سپر می کنه عین قوچیه که شاخ می زنه.
اما در مورد زنها این می تونه خیلی تهوع آورتر باشه. وقتی یه زن داره به زن دیگه ای شاخ می زنه - وقتی در حد مردی که سینه سپر می کنه عامی باشه البته و عامی که می گم یعنی از نظر شخصیتی و فکری که این یعنی مثل موجودات ماده خانواده من یک دکترا از اروپا هم تو جیبش باشه – این قضیه با حرکات دورانی که به پستانهاش می ده تصویر می شه و این دقیقا معنی همون پلنگی رو می ده که برای مشخص کردن قلمروش دور محیطش ادرار می کنه. خلاصه وقتی زنی که با تلاش برای زیبا شدن پستانهاش رو با سخاوتی که به یاد قصابی می افتی در ویترین قرار داده با چشمان سرمه کشیده ای که خشونتش رو بزرگنمایی هم می کنه بهت اعتراض می کنه و در عین حال حالتی دورانی هم به پستانهای پروارش می ده اونوقته که به جای توضیح دادن و گفتمان با خانم دکتر نقاش باید فقط بکشی کنار چون در اون لحظه از اون زن بوی گاومیشهایی به مشام می رسه که در بخار غبارآلود رودخانه ای در بیشه تابستانی برای یک زندگانی بدوی ماااغ می کشن.
دیده ای قوچها به هم شاخ می زنن؟ چقدر ضرب المثلها هوش مندانه است وقتی که می گن فلان کس داره برای اون یکی شاخ و شونه می کشه و می تونی تصور کنی مردی رو که برای دیگری سینه سپر می کنه عین قوچیه که شاخ می زنه.
اما در مورد زنها این می تونه خیلی تهوع آورتر باشه. وقتی یه زن داره به زن دیگه ای شاخ می زنه - وقتی در حد مردی که سینه سپر می کنه عامی باشه البته و عامی که می گم یعنی از نظر شخصیتی و فکری که این یعنی مثل موجودات ماده خانواده من یک دکترا از اروپا هم تو جیبش باشه – این قضیه با حرکات دورانی که به پستانهاش می ده تصویر می شه و این دقیقا معنی همون پلنگی رو می ده که برای مشخص کردن قلمروش دور محیطش ادرار می کنه. خلاصه وقتی زنی که با تلاش برای زیبا شدن پستانهاش رو با سخاوتی که به یاد قصابی می افتی در ویترین قرار داده با چشمان سرمه کشیده ای که خشونتش رو بزرگنمایی هم می کنه بهت اعتراض می کنه و در عین حال حالتی دورانی هم به پستانهای پروارش می ده اونوقته که به جای توضیح دادن و گفتمان با خانم دکتر نقاش باید فقط بکشی کنار چون در اون لحظه از اون زن بوی گاومیشهایی به مشام می رسه که در بخار غبارآلود رودخانه ای در بیشه تابستانی برای یک زندگانی بدوی ماااغ می کشن.
من آدم ظاهربینی هستم. به نظر من ظاهر آدمها کاملا بیانگر شرایطشونه. بنابراین هیچ جوری تو کتم نمی ره که رابطه ای که در عرض دوسال به از هیکل افتادن و چاق شدن یکی و کچل شدن و ده سال پیرشدن دیگری انجامیده رابطه زیبا و خوشبختانه ای باشه. حالا هرچقدر که می خوان به هم لبخند بزنن و قربون صدقه هم برن.
یکشنبه ۲۲ نوامبر ۲۰۰۹
یه سری آدم هستن در واقع بیشتر زنا اینها كه معمولا سنشون بالای سی هاست كه یعنی محصولات تربیتی دهی هفتاد میلادی هستن توی وبلاگشون مینویس من كه طغیانگر بودم و ال بودم و بل بودم؛ حالا نشستم سر جام و حتی روزگار؛ میخوام بگم عزیزان متوهم من این طغیانگری اگر هم یه روزی ارزش بوده؛ مال دهه ی انقلابها و جنگهای چریکی بوده كه عمرش سر اومده و ارزشش هم ارزش تربیتی گوشت دم توپ بوده؛ واسه همین حالا به این طغیانگری اون هم در مقیاس طغیان بر علیه خانواده و اجتماع و غیره ننازید؛ امروز اگر فکر و حرف حساب دارید بسمله ندارید کسی برای متفاوت بودن پرهیاهوی شما اگر این همون چیزیه كه از طغیانگری میل دارید مستفاد شود تره هم خورد نمیکنه؛ من گوشم از براهینی كه قطر و محتوای مارکسیستی؛ سوسیالیستی کمونیستی کتابهای خونده شد و فهمیده نشد و طغیانگری بی اندیشه و افتخار به گوشت دم توپ بودن و فغان و افسردگی از اعدامها و شکنجهها در حالی كه خودشون یک روز بازداشت نشدن و هنوز زنده اند كه اطوار طغیانگری دربیارن پره؛
پس رشد کینید و بفهمید كه اگه در ۱۸ سالگی شما اطوار دخترکی طغیانگر و متفاوت جذاب بوده الان اطوارطغیانگری یه زن گنده چهل ساله كه هیچکس هم کار به کار تفاوت و طغیانگری ش نداره برای من فقط عشوه گری یه زن میانسال رو میرسونه كه هر چه از جذابیت زنانش از دست داده با تظاهر سخیف طغیانگری و تفاوت بیفایده از طریق اون میخواد جبرانکنه
پس رشد کینید و بفهمید كه اگه در ۱۸ سالگی شما اطوار دخترکی طغیانگر و متفاوت جذاب بوده الان اطوارطغیانگری یه زن گنده چهل ساله كه هیچکس هم کار به کار تفاوت و طغیانگری ش نداره برای من فقط عشوه گری یه زن میانسال رو میرسونه كه هر چه از جذابیت زنانش از دست داده با تظاهر سخیف طغیانگری و تفاوت بیفایده از طریق اون میخواد جبرانکنه
اشتراک در:
پیامها (Atom)